از بس که انتظار تو دارم  خوابم ز سر پریده و رفته 

پهلو به بستر از چه گذارم ؟  وقتی که میل خواب ندارم

گیرم که شب سیاه و بلند است  بی هیچ کورسوی ستاره 

پرتوفشان ز در چو در آیی  حاجت به ماهتاب ندارم

                                                                محمد قهرمان*

سلام

جلسه ی شعر دوستانه ی ورامین ۲۹/۱/۱۳۹۰

حاضرین هفته:

خانم ها:سرکار خانم نجفی،صبا کمالی،خانم وکیلی،زینب سالاری

مینا انصاری،فرزانه همت،بهارانه قنبری

آقایان:مجید ابی ابراهیمی،کامران شیخی،محمد رضا شرفی خبوشان

بابک وطن دوست،مجید مه آبادی،هاشم شیرزاد،مهرداد انتظاری

ایمان موسوی،دکتر حیدری،علی طباطبایی،داوود سرلک

مهدی کمیزی


نمونه شعر های هفته:

 

۱

یک تار سیاه هم نگذاشت

غم نان

از آسیاب برمی گردم 

۲

دیروز از چشم تو افتادم

امروز همه چیز از دستم می افتد

خانم نجفی

 

                                                      

نام تورا لب می زنم لب مثل ماهی ها

غرق توام هم روز هم شب مثل ماهی ها

 

در تو نمی دانم چرا در تو چنین چرخان

می گردم و می رقصم اغلب مثل ماهی ها

 

قلاب ها مثل سر زلف تو در آبند

سق می زنم بر دمب عقرب مثل ماهی  ها

 

می گردم از پستان امواج تو آویزان

می سازم از تو شیر و مشرب مثل ماهی ها

 

لب می گذارم بر تو و هی می مکم از تو

تا می شوم از تو لبالب مثل ماهی ها

 

پولک به پولک تن به امواج تو می سایم

هم خوابه ام با تو مرتب مثل ماهی ها

 

آیین من بوسیدن آب است و ذکرم آب

دریا مرا دریاست مذهب مثل ماهی ها

  محمد رضا شرفی خبوشان

 

  شوق آدمیت!

بیخ خرخره ام را گرفته

دارم سعی می کنم

بعد از چند مرگ نامحدود...

شناسنامه ام را عکس دار کنم!

شاید به جای خودم

عکس سگی را که دوستش دارم

یا یکی از مشتریان خوبم را!

همیشه وقتی به عکس خواهرم می نگرم

می گویم:

رویش گیسوان سیاه تو

شوری شر مست در خود دارد!

اومی خندد

ودندانهای سیاهش مرا به جهان می برد

ترس بی وقفه می ریزد

درتنم

سکوت بین دو سطر

هکتار می شود

وشیطان سوار برگاوی

آنرا شخم می زند!

علی طباطبایی از مجموعه ی*پیاده روی های روی دیوار*

 

مانند  گربه ای در حوالی باغچه

بی آنکه به گنجشک ها فکر کنی

بی آنکه  گل ها را شعر ببینی

پرسه میزنی!

مجید مه آبادی

 

با کشتن خود دچار مشکل شده ام

در آینه ها شبیه قاتل شده ام

موهای سپیدم خبر از پیری داد

کشتی فرو نشسته در گل شده ام

مهرداد انتظاری

 

داستانکی از بابک وطن دوست

قله هر لحظه از او دورتر میشد.

اوفاتح اکثر قله های معروف دنیا بود.

این یکی را هم تقریبا فتح می کرد اگر...

اگر فقط پایش نلغزیده بود.

                         

ما به یک گربه فقط مظمونیم

پرگنجشکی اگر ریخته باشد

سرراه من وتو

وهمین است عزیزم

اشتباه ِ من وتو

استاد حسن فرازمند از مجموعه ی *برگ وباد*

 

 

جلسه ی شعر دوستانه ی ورامین ۲۲/۱/۱۳۹۰

سلام

خبرهای هفته:

۱:بلاخره اولین مجموعه ی شعر سپید صدیقه مرادزاده با عنوان*شبیه باد*

ازسوی انتشارات فصل پنجم به چاپ رسید، ما بچه های انجمن شعر دوستانه

به چاپ رسیدن*شبیه باد* همکلاسی مان را تبریک عرض می کنیم.

نمونه شعرهایی از این مجموعه را در قسمت شعرهای هفته آورده ایم.

لینک خبرگزاری ایسنا از به چاپ شدن* شبیه باد*

http://www.isna.ir/isna/NewsView.aspx?ID=News-1745780

 

۲:عصر شعر *تبسم های شرقی* شنبه ۲۰ /۱/۱۳۹۰ با حضور 

زکریا اخلاقی،محمد حسین انصاری نژاد وجمعی از شاعران ورامین

در فرهنگسرای رازی به خوبی برگزار شد.

 

 

۳:دوست عزیزمان مجید ابی ابراهیمی هم به جمع شاعران وبلاگ نویس پیوستند.

لینک وبلاگ مجید ابی ابراهیمی


دومین دوشنبه ی جلسات شعر دوستانه در سال ۹۰

با صمیمی ات خاص دوستان برگزار شد.

حاضرین هفته:

خانم ها:مینا انصاری،خانم میرزایی،پروین فرج الهی،بهارانه قنبری

زینب سالاری،فاطمه اردستانی

آقایان:کامران شیخی،مهدی میرآقایی،محمد رضا دارایی،مجید ابی ابراهیمی

جناب کریمی، علیرضا میرزایی(فیلم نامه نویس)،مجید مه آبادی

پیام فضلی پناه،هاشم شیرزاد،مهدی کمیزی،داوود سرلک


نمونه شعرهای هفته:

 

تصویر او در پرده های بی شمار است

دوشیزه ی خوارزم با چشمی خمار است

همراهی بغضش،بزنگاه چغانه

انگشت های حسرتش برسیم تار است

 

موهای نمناک ونگاه گنگ وماتش

از دور های واقعه پیداست ذاتش

تن پاره ی نازک،حریر سرخ ممنوع

احساس لمس نابهنگامی آتش

 

دارو ندارت یا خمار چشم هایش؟

می آید آن روزیکه می میری برایش

خاموش خاموشی ولی برعکس تو،او

خلخال می بندد به ناز ردپایش

 

تصویر را پرمی کنی زنبق،اقاقی

جان میکنی از این همه بی اتفاقی

خوارزم در تصویر آخرجای او داشت

دوشیزه ای در سرزمین باتاقی...

پروین فرج الهی

 

دل فریبی  کرده ای از این اهالی نیستی

یادهم حتی ندارم از چه سالی نیستی؟!

نوبهار روستا، ازچشم هایت دلخورند

بوی خوش می آید اما در حوالی نیستی

چشمه هایت از دل هرکوه حتی گل کنند

رود هم باشی اگر،با آن زلالی نیستی

درمیان شعر گاهی باتو حرفی داشتم

حرف دارم، همچنان خواب وخیالی...نیستی

گاه گاهی برلبم هی همکلامی می کنی

شعر میخوانی بگویی مرد لالی نیستی

درنگاه ات اتفاق سالها دلتنگی است

دل که می گیرد توهم از بغض خالی نیستی

***

باغبان وقتی تامل می کند این ریشه را

زود هم افتاده باشی سیب کالی نیستی

مجید مه آبادی

 

از هول سوت ها و

هراس واگن های واژگون

آشفته است

خواب های سوزنبان بازنشسته!!

 

***

آبشار سیاه گیسوانت

برتخته سنگ های شکسته ی شانه ام!!!

خوشبختم یا شوربخت؟!

مجید ابی ابراهیمی

 

درمن بریزهرچه ندارم نه بیشتر

  با ابراتفاق ببارم ... نه بیشتر

  پاییزعاشقانه ی اردیبهشتم و ...

  امشب خیال کن که بهارم نه بیشتر

  من هرچه می دوم به توهرگزنمی رسم

  یک گام با تو فاصله دارم نه بیشتر

  شیرین من! تو را به لبم تلخ می کنند

  نزدیک تر تو را که بیارم نه بیشتر

  برگرد حس و حال مرا عاشقانه کن

  بنشین تو صاف و ساده کنارم نه بیشتر

  باور کنید قصد جسارت نداشتم

  افتاده با خودم سر و کارم نه بیشتر

مهدی میرآقایی

مزاحم

از روزمرگی ات بر می خیزی
_ الو
من اما ساعت ها فکر کرده ام ؛ اینکه
تلفن چه رنگی ست ؟
کدام پیراهن را پوشیده ای ؟
و از کجای خانه به سمتش می آیی ؟
گوشی را می گذاری
این مزاحم همیشگی در کجای خاطره ات
بوق می خورد ؟


بغض

تو راست می گفتی پدر
ما باید
به املاک اجدادی امان برمی گشتیم
تهران شهر بزرگی ست و
فضای سبز و
موسیقی های غم انگیزش
مرا به گریه نمی اندازد
من به لهجه ی مادری ام
بغض کرده ام




کمی سکوت

خرد می شود
اعصاب تو
فنجان چای
و می شکند
قلب من
*
عزیزم این خانه
به کمی سکوت نیاز دارد


 صدیقه مرادزاده از مجموعه*شبیه باد*